این مطلب ارسال شده است در روز پنجشنبه, بهمن ۱۰م, ۱۳۸۷ و در ساعت ۱۰:۰۷:۱۵ تحت دسته رایانه. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید یا، بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
گنجه
# tail -f /var/log/experience
دبیَن0 سامانهٔ عامل1 محبوب من هست.
موج زدن روح آزادی نرمافزار رو توی دبین حس میکنم.
بخش عظیمی از همهٔ نرمافزارهای آزاد دنیا رو میشه توی مخزن2های دبین، آمادهٔ نصب پیدا کرد؛ الان حدود ۲۰۰۰۰ تا بسته3 در مخازن رسمی4 هست.
سامانهٔ مدیریت بستههاش5، به نام APT (مخفف «ابزار بستهبندی پیشرفته»6)، بسیار تمیز و خوشدست هست.
اگر سامانهای حقیقتاً پایدار7 بخوام، دبین stable رو نصب میکنم. اگر پایداری برام کمتر از بهروز8 بودن نرمافزارها مهم باشه (مثلاً برای رایانهٔ منزل)، دبین unstable + experimental رو نصب میکنم. اگر روی سامانهٔ پایدارم آخرین نسخهٔ بستههای خاصی رو بخوام هم به سادگی میتونم بستههای deb رو جدا بگیرم و نصب کنم، یا با تنظیم /etc/apt/preferences کار رو به دست استاد APT بسپارم (به man apt_preferences مراجعه کنید).
قبل از این که خبر انتشار KDE 4.2 توی پایگاه رسمی KDE اعلام بشه، بستههای KDE 4.2 توی مخزن دبین experimental بود و داشتم نصبش میکردم!
نرمافزارهای دوستداشتنیای مثل VirtualBox رو که هم ویرایش آزاد دارند، و هم ویرایش غیرآزاد، و البته گاهی در پایگاه9 رسمیشون ایران عزیز رو تحریم کردهاند، از مخازن دبین به راحتی نصب میکنم بدون این که نگران تحریم و یا آلوده شدن رایانهام به نسخهٔ غیرآزادشون باشم. همهٔ نرمافزارهای بخش10 main، آزاد هستند و به هیچ نرمافزار غیرآزادی وابستگی11 ندارند.
بعضی نرمافزارهای غیرآزاد مثل افزونهٔ12 Flash، که ناچار از استفادهشون هستم رو میتونم بدون به هم زدن یکپارچگی سامانهام نصب کنم. بخشهای contrib و non-free حاوی بعضی از نرمافزارهای غیرآزاد پراستفاده هستند.
یادم نره بگم که دبین برای تعداد زیادی معماری13 مختلف رایانه وجود داره. از x86 و AMD64 بگیر تا MIPS و ARM و PowerPC و SPARC و Alpha و … (برای فهرست کاملش http://www.debian.org/ports/ رو ببینید)
با دبین به هستهٔ لینوکس14 محدود نیستم؛ میشه دبین رو با هستهٔ15 FreeBSD16 یا NetBSD17 یا Hurd18 یا OpenSolaris19 یا حتی20 Darwin/XNU (هستهٔ Mac OS X) استفاده کرد! شما رو نمیدونم، ولی این برای من خیلی مهم و همچنین خیلی هیجانانگیزه! مثلاً به این فکر کنید که میتونید توی محیط آشنا و دوستداشتنی دبین، به کاملترین پیادهسازی سامانهٔ پروندهٔ21 قدرتمند ZFS که توی OpenSolaris هست دسترسی داشته باشید.
راستی یادمون نره که اوبونتو22 بچهٔ دبین هست.
اینجوریهاست که بهش میگم حضرت دبین!
- Debian [↩]
- Operating System [↩]
- Repository [↩]
- Package [↩]
- Official [↩]
- Package Management [↩]
- Advanced Packaging Tool [↩]
- Stable [↩]
- Up-to-date [↩]
- Site [↩]
- Section [↩]
- Dependency [↩]
- Plugin [↩]
- Architecture [↩]
- Linux [↩]
- Kernel [↩]
- Debian GNU/kFreeBSD [↩]
- Debian GNU/NetBSD [↩]
- Debian GNU/Hurd [↩]
- Nexenta [↩]
- GNU-Darwin [↩]
- File System [↩]
- Ubuntu [↩]
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۱۸:۵۰:۵۲
مگه سعید نبینه اینو! شروع میکنه در باب مزایای سابایون و جنتو داد سخن در دادن…
مخلصیم سعید
پاسخ
ابراهیم پاسخ:
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۱:۰۳
سعید رو خبر کنید!
پاسخ
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۱۶:۳۴:۰۶
سلام
حالا سابایون رو که در حقیقت یک وراثت کاربرپسند از جنتو هست (چون در سیستم مدیریت بسته پورتیج مفاهیم شی گرایی هم وجود دارند به گونه ای که برخی ebuild ها که بستهها از روی آن کامپایل و نصب میشوند کلا ۱ ۲ خط هستند!) رو کنار بذاریم، جنتو میشه همینهایی که گفتی به اضافه امکانات خیلی بیشتر در سیستم مدیریت بسته و پیکربندی خود لینوکس، مصرف کمتر حافظه، I/O بهینه برای سیستم، performance خیلی بالاتر و از جهت سرور نیز امنیت قابل سفارشی. از جهت معماری و دیگر کرنل ها هم در همون ابعاد هست که اشاره کردی. در حقیقت جنتو یک Linux From Scratch مجهز به یک سیستم مدیریت بسته پر قدرت هست که امکان این رو میده که لینوکسی که دقیقا میخواهید با کمترین سختی بسازید و چیزهایی که نمیخواهید در آن وجود نخواهند داشت. وبلاگ خودم رو راه بندازم حتما در موردش مقاله مینویسم ولی به طور کلی هر توزیعی مزایا و معایب خودش رو داره و چیزی که برای یک نفر خوب هست ممکنه برای دیگری خوب نباشه
پاسخ
ابراهیم پاسخ:
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۵:۳۵
مخلص آقا سعید گل و جنتوش هستیم، دربست
گذشته از شوخی، جنتو رو هم خیلی دوست دارم. به خصوص وقتی دیدم که در زمینهٔ هستههای غیر لینوکس هم تقریباً پا به پای دبین جلو اومده خیلی باهاش حال کردم.
پاسخ
سعید پاسخ:
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۵:۱۱
ما بیشتر!
با شناختی که از تو دارم که رویه لینوکسی مشابه من رو طی کردی یک مدت کوتاه کار با سیستمی مثل جنتو کافیه که تو رو به یک ادمین و توسعه دهنده جنتوکار دو آتیشه تبدیل کنه! آدم وقتی از استیج شروع می کنه لینوکساش رو ساختن و چیزایی که دوست داره میذاره و چیزایی که دوست نداره حذف میکنه و وقتی لینوکساش با میزکار KDE 4.2 با آخرین نسخه X مجهز به آخرین درایور nvidia میاد بالا با همین بستههایی که داغ داغ گرفته شده و کامپایل شدن در کنار ۳ نسخه دیگر KDE که به سادگی میتونه به هر کدوم سوییچ کنه واقعا لذت عمیقی است
پاسخ
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۱:۴۶
سلام
یه جوری نوشتید آدم احساس میکنه داره لیلی و مجنون! میخونه.
یاعلی
پاسخ
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۰:۱۶
مختصر و مفید نوشتی، متشکرم. اگه لطف کنی بعدن در مورد دبین(راستی چرا دبیان نه؟) گنو/هرد توضیح بدی خیلی ممنون میشم ازت، چون هم من خیلی کم ازش میدونم و هم محتوا کمی ازش هست. راستی تا به حال نصبش کردی؟ می دونی در چه وضیعتیه؟
پاسخ
ابراهیم پاسخ:
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۴:۴۴
در مورد تلفظ اصلی و درست دبین به انتهای http://www.debian.org/intro/about یا ابتدای http://www.wikipedia.org/wiki/Debian مراجعه کنید. راستش من هم اولش نوشتم «دبیان» چون راحتتر هست، و فقط یک جور میشه تلفظش کرد، ولی بعد تصمیم گرفتم کار سختتر رو انجام بدم و در عوض تلفظ درستش رو رواج بدم.
در مورد گنو/هرد عرض کنم که متأسفانه اصلاً به عنوان سامانهٔ عامل قابل استفاده نیست. یک بار هم لوح فشردهاش رو گرفتم و امتحان کردم، ولی تا جایی که یادمه همون اول کار حالم و گرفت. من هم کارهای دیگه زیاد داشتم و بهش گیر ندادم! D: هنوز هم در صفحهٔ اصلیش نوشته که نسخهٔ پایداری وجود نداره. خلاصه این که به نظر میآد آیندهٔ روشنی نداره، حد اقل در کوتاهمدت.
پاسخ