گنجه

# tail -f /var/log/experience
احیای لوح سخت
۰۱ ۱۵م, ۱۳۸۸

این مطلب در مورد زنده کردن لوح‌های سخت‌شدهٔ دل‌هامون به کمک موعظه یا چیزی شبیه اون نیست! (البته متأسفانه)

لوح سختی0 دارم که خراب شده بود. وقتی رایانه1 رو روشن می‌کردم، هی سعی می‌کرد راه بیفته ولی موفق نمی‌شد و اصلاً دور بر نمی‌داشت2. در نتیجه رایانه هم همون اول کار، توی مرحلهٔ شناسایی لوح‌های سخت، گیر می‌کرد و راه‌اندازی3 نمی‌شد. تقریباً ازش قطع امید کرده بودم.

طبق معمول قبل از هر گونه تصمیم‌گیری، سری به اینترنت زدم تا ببینم ملت در این باره چی گفته‌اند. بعد از کمی جست‌وجو، با راه‌کاری غیرمنتظره مواجه شدم: لوح سخت رو بگذارید تو یخ‌زن4! بله، گفته بودند که بعد از سرد کردن لوح سخت، باید بلافاصله اون رو به رایانه بزنید. اگر قسمت باشه5 چند دقیقه فرصت دارید تا داده‌های مهم‌ترتون رو بر دارید.

از اون جا که چیز زیادی برای از دست دادن نداشتم، و در ضمن از این جور انگولک‌کردن‌ها خوشم می‌آد، تصمیم گرفتم این کار رو بکنم. لوح سخت رو توی یک کیسه پیچیدم تا برفک نزنه و خیس نشه و بعد داخل یخ‌زن گذاشتم. بعد از چند ساعت که لوح سخت قصهٔ ما حسابی یخ زد، درش آوردم و سریع به رایانه وصلش کردم.

رایانه رو روشن کردم و در کمال ناباوری دیدم داره کار می‌کنه! با نرم‌افزار PowerMax آزمون سریع SMART6 رو انجام دادم و دیدم واقعاً سالمه7. با خودم گفتم شاید اگر در حالت خاموش گرم بشه، دوباره به همون روز بیفته. برای همین، رایانه رو خاموش نکردم و گذاشتم لوح سخت دائماً کار کنه تا در حال چرخش گرم بشه، باشد که سالم بمونه. نمی‌دونم کار این فکر بود یا نه، ولی هر چی بود جواب داد! برای این که مطمئن بشم که لوح سخت برای طولانی‌مدت سالم شده، رایانه رو خاموش کردم تا لوح کمی خنک بشه و بعد دوباره روشنش کردم. دوباره آزمودمش و دیدم که سالمه.

برای اطمینان از سلامت داده‌ها، از توی سامانهٔ عامل8، چند تا پرونده9 رو خوندم و بررسی کردم که شکر خدا سالم بودند.

سپاس خدای راست :)

  1. Hard Disk []
  2. Computer []
  3. این‌ها رو با لمس کردن لوح سخت می‌شه فهمید []
  4. boot []
  5. Freezer []
  6. این تیکه‌اش رو اون‌ها این‌جوری نگفته بودند! []
  7. Self-Monitoring, Analysis and Reporting Technology []
  8. کلیدواژه‌ها رو برای خنده نمی‌دم! برای این می‌دم که بتونی باهاش جست‌وجو کنی []
  9. Operating System []
  10. File []

ادامه از هرزنامه‌نگار نبودیم که شدیم [0]

فردا شد و هم‌چنان پیغام می‌رسید که «شهاب خرابه!». شروع کردم به خوندن نگاره0های خادم1های رایانامه2، شامل Postfix و دوستان. (حالا فهمیده بودم اون همه نگاره از کجا اومده بود!) دیری نپایید که متوجه شدم اسم شهاب ما هم رفته توی بدها! یعنی توی فهرست سیاه3 هرزنامه‌نگار4ها. با بررسی هرزنامه‌هایی که از طرف شهاب فرستاده شده بود، دریافتم که هرزنامه‌نگار قصهٔ ما گذرواژهٔ5 حساب6 چند تا از کاربرها رو به دست آورده و داره ازشون برای ارسال هرزنامه‌هاش استفاده می‌کنه بی‌حیا!

این جا بود که دو کار کردم: یکی این که حساب‌های تسخیرشده رو غیر فعال کردم و دیگری، رفتم که شهاب رو از فهرست‌های سیاه خارج کنم. خوبیش این هست که وقتی اسمت توی فهرست سیاه باشه، خادم رایانامهٔ اون طرف خط که جوابت می‌کنه، بهت می‌گه چرا و کدوم فهرست. معمولاً فهرست‌های سیاه هرزنامه‌نگارها این جوری هستند که بعد از چند روز که دیگه از خادمی، هرزنامه‌ای گزارش نشد، خودکارانه از فهرست سیاه حذفش می‌کنند. از طرفی همهٔ اون‌هایی که من دیدم با نشانی IP کار می‌کردند و کاری به نام دامنه7 نداشتند. به میمنت این ماجرا بود که بالأخره حساب‌های postmaster و abuse رو به طور جدی فعال کردم. در این لحظه سیل گزارش‌های هرزنامه بود که به abuse سرازیر شد.

حالا دیگه هر هرزنامه‌ای که از شهاب خارج بشه، به شرطی که کسی گزارشش کنه، خبرش سریع بهم می‌رسه و می‌تونم پی‌گیری کنم. ان‌شاءالله از این به بعد توطئه در نطفه خفه می‌شه! بی‌حکمت نیست که هر دامنه‌ای که رایانامه می‌گیره باید به حکم RFC8 این صندوق‌های رایانامه رو داشته باشه.

… هنوز ادامه دارد! …

  1. Spam []
  2. Server []
  3. E-mail []
  4. Blacklist []
  5. Spammer []
  6. Password []
  7. Account []
  8. Domain Name []
  9. Request for Comments []

مدیر0 یک خادم1 رایانامه2 هستم به نام «شهاب». بعد از مدت‌ها که داشت به خوبی و خوشی کارش رو می‌کرد، یک روز دیدم حدود بیست هزار تا رایانامه توی صفش گیر کرده. معمولاً این عدد برای شهاب حدود یکی دو هزار تاست. از اون طرف یکی‌یکی رایانامه‌ها و پیامک3های دوستان می‌رسید که «شهاب میل نمی‌فرسته» و «دوباره دانلود گذاشتی رو شهاب؟! کار نمی‌کنه!». همون طور که حتماً فهمیده‌اید وضعیت شهاب وخیم بود.

چون علائم شهاب شبیه تجربه‌ای نه‌چندان‌قدیمی بود، قبل از هر چیز، فضای خالی بخش4های لوح5 رو بررسی کردم. دیدم که بعله، بخش /var پر شده. با استفاده از

du -s * | sort -nr | less

دیدم که کار، کار نگاره6هاست7. از اون‌جا که بخش /var دیگه جا نداشت، باید شاخهٔ8 /var/log رو به بخش دیگری منتقل می‌کردم. پس بعد از متوقف کردن [تقریباً] همهٔ خدمت9ها، از جمله apache2 و postfix و klogd و غیره، زدم:

mv /var/log /home
ln -s /home/log /var

خدمت‌ها رو آغاز10 کردم و همه چیز خوب به نظر می‌رسید.

خارج شدم، اما ته دلم هنوز نگران بودم. چون نمی‌دونستم چرا این همه نگاره تولید شده. با این حال راه راحت‌تر رو انتخاب کردم(!): به خودم گفتم «حالا بذار تا فردا کار کنه ببینیم چی می‌شه». :D

… ادامه دارد …

  1. Administrator []
  2. Server []
  3. E-mail []
  4. SMS []
  5. Partition []
  6. Disk []
  7. Log []
  8. این دستورهایی که نقل می‌کنم، نقل به مضمون هستند! []
  9. Directory []
  10. Service []
  11. Start []


بسم الله الرحمن الرحیم

راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش

برگه‌ها

رایانه‌ای‌ها

آمار

در کل 56 بیننده برای این صفحه
امروز 4 بیننده
در کل 2035 بیننده
از 2009/09/11